آخرین نسخه مجله

همه مقالات

ما از همراهی نویسندگان علمی ، تخصصی و داستان نویسان و همچنین هنرمندان استقبال می‌کنیم و امید است خدمات متنوع مجله ازمیرتایمز ، سهمی در ارتقای فرهنگی و تعامل دوسویه ی مجله و مخاطبین آن ایفا نماییم و موجب آشنایی بیشتر علاقمندان با نویسندگان مجله و سهولت در یافتن آن شود

مقاله

پنجره موفقیت

پنجره موفقیت - مدیریت سرمایه قسمت اول - نویسنده جلال عربگل - مات و مبهوت بودم اصلا نفهمیدم چی شد حوصله هیچکسی رو نداشتم
ادامه
پنجره موفقیت

مقاله

پیست اسکیت ازمیر

بزرگترین پیست اسکیت ترکیه در ازمیر ، پیست اسکیت بوستانلی ، ( بوستانلی کای کای پلازا ) با استاندارد های جهانی و استفاده رایگان برای همه
ادامه
مکان های مناست برای اسکیت برد در ازمیر

مقاله

سنگهای نازنین من

بدبختی از آنجایی شروع شدکه یک ویروس خوش خط وخال زیبا روی زشت پندار جهان و گرفتار کرد بماند که چه ها کرد ولی بااندام من کارهای زشتی کرد
ادامه
سنگها برای که به صدا درمی آیند

مقاله

دریا

آهای تویی که با آرامی دریا آرامی با طوفانی شدن دریا هم میتونی آروم باشی پس مثل ماهی زندگی کن ، بزار طوفانی شدن دریا بیقرارت کنه
ادامه
دریـــــــا اسما شفائی

مقاله

تاب آوری

ما در زندگی هر لحظه با رنج هایی مانند مرگ ،تنهایی و پوچی مواجه هستیم بشر در تمام دوران تاریخ در حال دست و پنجه نرم کردن با این مقوله بوده
ادامه
شهرزاد قصه نویس تاب آوری

مقاله

علی پاشاپور

کمپ تمرینی تخصصی هنرهای رزمی استانبول دکترای مدیریت حرفه ای نوبل آلمان کارشناس ارشد تغذیه ورزشی آمریکا و کارشناس ارشد تغذیه آکسفورد انگلیس
ادامه
علی پاشاپور

مقاله

زندگی شبانه ازمیر

ازمیر شهری زنده بوده و شب زنده داری در آن یک کار معمول به حساب می آید ، شبهایی که هرگز نمیخواهید صبح شوند ، کلوپ های شبانه در کنار ساحل
ادامه
زندگی شبانه ازمیر

مقاله

روز استرس ملی

در خانواده ای معمولی دیده به جهان گشودم ، روزیکه در ایران باید بنام روز استرس ملی نامگذاری میشد،سیزده خرداد هزارو چهارصد روز تولد سین جاوید
ادامه
روز استرس ملی سین جاوید

مقاله

ساحل بوستانلی ازمیر

ساحل بوستانلی ازمیر با چشم انداز بی نظیر خلیج مقصدی برای رفع خستگی روزانه در کنار دوستان به همراه ویدیو و گردش با دوربین گوگل
ادامه
ساحل بوستانلی ازمیر

مقاله

داستان کوتاه او

او زیبا بود داشتم برای نفس کشیدن لای موهای سیاه زغالی اش جون می دادم لیوان کمر باریک چای را بلند کرد، بدون اینکه به لب هایش برخورد کند
ادامه
او