آخرین نسخه مجله

زنده از آنم که نباشدکفنم

سر جوراب و کرم معرکه بر پا کردیم جنگ و دعوا کردیم! موی من کند و تف افکند بر ریش پهنم داد از دست زنم ، ایام می آید تا به شما مبارک شود

4.04.2022
ادبیات
لینک کوتاه
https://izmirtimes.gersuz.com.tr/a/16ed

ازمیرتایمز مقالات> زنده از آنم که نباشدکفنم

زنده از آنم که نباشدکفنم


شب عید است و گرفتار زن خویشتنم 
داد از دست زنم!
اوست جفت من ومن جفت ملال و محنتم 
داد از دست زنم!
خود نه شلوار به پایم نه لباسی به تنم   
داد از دست زنم !
من نه حاجی فرج آقا و نه حاجی حسنم   
داد از دست زنم !     
گویدم عطر بخر تا که به زلفم بزنم         
داد از دست زنم!
مشهدی باقر هیزم شکن امروز زنش      
رخت نو کرده تنش!
من نه کمتر ز زن باقر هیزم شکنم       
داد از دست زنم!
گفت:   بحر سر طاسم تو کله گیس بخر     
مد پاریس بخر!
گفتمش از همه کس طاس تر امروز منم      
داد از دست زنم!
گفت:  اگر پول نداری ز چه هستی زنده؟      
من شدم شرمنده!
گفتمش زنده از آنم که نباشد کفنم          
داد از دست زنم!
گفته بودم نگیرم زن تا که گردم پیر           
پدرم گفت بگیر!
گفتم این لقمه بزرگ است برای دهنم       
داد از دست زنم!
خواست جوراب فرنگی که برایش بخرم     
نبود سیم و زرم!
سر جوراب و کرم معرکه بر پا کردیم           
جنگ و دعوا کردیم!
موی من کند و تف افکند بر ریش پهنم    
داد از دست زنم !     
گشت از خانه ی ما شیون و فریاد بلند      
داد و بیداد بلند!
مشت زد بر دهنم آخ دهنم آخ دهنم         
داد از دست زنم!


نویسنده : دکتر مسیح رضوانی    گردآوری مجله ازمیر تایمز