آخرین نسخه مجله

از حـوا تا خورشیـد

نمیدانم روزی که خدا مرا می‌آفرید چه نقشه‌ای در سر داشت و به شفای کدام بخش از این عالم هستی فکر می‌کرده؟ زنان امروز توانمندترین زنان

4.03.2022
ادبیات
لینک کوتاه
https://izmirtimes.gersuz.com.tr/a/B197

ازمیرتایمز مقالات> از حـوا تا خورشیـد

هشتم مارچ روز جهانی زن


نمی‌دانم روزی که خدا مرا می‌آفرید چه نقشه‌ای در سر داشت و به شفای کدام بخش از این عالم هستی فکر می‌کرده؟

هزاران سال و شاید قرن‌ها طول کشید تا بدانم در ذهن خدا چه می‌گذشته که بخش بزرگی از این جهان هستی را در دستان من قرار داد تا در مقابل بخش دیگرش مانند رشته‌های تنیده در مارپیچ عالم حیات به خلق و گسترش گیتی کمک کنم ؛ ولی باورهای کژ و ناراست بازیهای بسیار بر این بخش حیرت آور، گاهی او را به عمق تاریکی کشاند و گاه بر عرش برین نشاند.

حقه‌ی این بازیها از سیبی که در دستان حـوا سُر خورد و آدم را از بهشت به جهنم کشاند شروع شد. برای قرن‌ها همه این داستان دروغین را باور کردند که اگر حـوا نبود، جای ما در بهشت بود indecision، پس شروع کردند به نفـرین کردن او به نام " گناه بزرگ بشریت " و حال باید در میان خاکسترها جایی برای خودم می‌یافتم .

در جایی از من بت ساختند و جایی دیگر سنگسار کردند!

جایی به من شراب خوراندند و در پس عیش و نوش قربانی کردند و در جایی فرزندی را در دامنم نهادند بدون هیچ عشق‌بازی!

جایی باید پیش از ازدواج به قبایلم ثابت می‌کردم که می‌توانم فرزند برایشان به دنیا بیاورم و جایی باید پیش از معاقشه با همسرم ، خان را ارضا می‌کردم!

جایی از این سفر برایم سخت‌ترین قوانین را گذاشتند و جایی به جرم روسپی، گردنم را زدند!

کتابهایم را سوزاندند و ساحره خواندنم! جایی راهبه بودم و در حسرت یک بوسه و جایی کودکی سرراهی در قبایل دخترکُش و جایی زنده زنده با شوهر مرده ، دفن کردند و جایی دیگر به جرم زیبایی سوزاندند و جایی در چادری مرا پوشاندند تا مردانشان به گناه نیافتند!

گاهی همسفر پیامبران بودم!

گاهی همسفر دزدان دریایی! در جشن‌ها و در میان آتش‌های افروخته می‌رقصاندنم و می‌نوشیدند و جایی ملکه قصری با هزاران خدم و حشم و گران‌ترین جواهرات بر تاجی بلند!

جایی هم‌خوابه ولگردها و دزدان بودم و جایی هم‌خوابه پادشاه در میان گلهای یاس!

در این اعصار، سفر درازی داشتم و هر روز در میان نقش‌های مختلف بازیچه دنیا بودم ؛ ولی این طرح و هدف خدا برای خلق زنانه‌ترین بخش جهان هستی نبود و دالا‌ن‌های تاریک و زیرزمین‌های نَمور مانع از رشد و تجلی بخش لطیف گیتی نشد؛ به آرامی یاد گرفتم درون پیله‌ام به نظاره نور بنشینم و هر چه پیله تنگ‌تر می‌شد، آفرینش من کامل‌تر می‌شد تا آنجا که با رستاخیزی، تمام قد، زیبایی و لطافتم را به رُخ زمین و آسمان کشاندم تا ثابت کنم ریشه‌های این جهان از درون من می‌گذرد تا شاخه‌های تنومند قد بِکشند. زنان امروز توانمندترین زنان در این دوران بزرگ آفرینش هستند چون هیچ سیل خروشانی نتوانست مانع از جاری شدن صلابت و شجاعت او در میان نقش‌های گوناگونش شود.

نیمه‌گمشده خودت را پیدا کن.

او جایی در درون خودت است! بخشی از خودی که در زیر غباری از تعصبات و باورهای اشتباه دفن شده! بخشی که در تاریخ بایدها و نبایدها مانند برگی سرگردان و آواره شده!....

تو، حـوا ، آرامش زمینی!  آرامش پرندگانی!  آرامش درختان و نهرهایی!

آرامش حیات و زندگی هستی و بدون تو هیچ چیز سرجایش نیست. تو زیباترین، مهربان‌ترین و لطیف‌ترین موجودی هستی که خدا در بین بحث و جدل با شیطان آفرید و خواست به او ثابت کند که حـوا منشا خیر و نور و زیباییست! امروز زمان همراهی‌ست، همراهی با بخش زنانه عالم هستی تا از مادر‌زمین در مقابل بسیاری از حوادث سخت حفاظت کنیم تا خرد و عشق را به سراسر گیتی هدیه دهیم.

زنان امروز توانمندترین زنان در این دوران بزرگ آفرینش هستند چون هیچ سیل خروشانی نتوانست مانع از جاری شدن صلابت و شجاعت او در میان نقش‌های گوناگونش شود.

 

 


نویسنده: میترا زارع عضو باشگاه ایودا   گردآوری مجله ازمیرتایمز