آخرین نسخه مجله

اسما شفائی

اسما شفائی

میمانم تا رسم ماندن برجا باشد

آخرین ماه زمستان بود آخرین دانه های برف زمین رو مزین ساخته بود ، در تاریخ ۲۰/۱۲/۱۳۸۲ دختری  در قم زادگاه عشق ، دختری با موهای مشکی ، چشم و ابروی درشت که انگار خالق پاکی ها او را از جنس خود آفریده است در خانواده مذهبی اما با تفک آزاد ، چشم به جهان گشود  
اسم این دختر را اسماء گذاشتند
چون عقیده داشتند عاری از کینه و نفرت است عاری از خشم و غضب وسرشار از عشق ، محبت و بخشش او را همانند اسمش پروراش دادند و در مدرسه شهید خازنی شروع به تحصیل کرد

کلاس سوم دبستان که بود اولین دست نوشته اش را نامه ای به امام زمان نوشت که باعث کسب جایزه به عنوان کوچکترین نویسنده در این مدرسه شد

ملیت اش افغان بود اکنون فارغ از کلاس دوازدهم است نویسندگی رویای دیرینه او بود

هدفش رساندن صدای انسان هایی است که در اتاق تاریک سرنوشت محکوم به حبس هستند هدفش رهایی از زنجیر تعصب و بردگی از دست هر انسان هاست
می نویسد ولی نه به خاطر شهرت چند روزه ، می‌نویسند برای دیدگاه چندین ساله ، قلم شاهد باشد که اوج شکوفایی فرا رسیده


بر دل تاریخ خواهم نوشت صدای نسل خاموش را