آخرین نسخه مجله

همجنس‌گرایی

زیگموند فروید همجنس‌گرایی هیچ مزیتی ندارد اما چیزی هم برای شرم‌آوری و تحقیر وجود ندارد ، تغییر عملکرد جنسی با توقف معین رشد جنسی

پربازدیدترین ها

9.04.2022
مد و فرهنگ
لینک کوتاه
https://izmirtimes.gersuz.com.tr/a/149d

ازمیرتایمز مقالات> همجنس‌گرایی

توجه

این مقاله صلاحیت اثبات و یا رد موضوعات درج شده در آن را ندارد وصرفا جهت افزایش آگاهی و دانش عمومی از منابع مختلف و نقل قول های محققین تنظیم و ترجمه شده است.

ضد فرهنگ را نباید با رفتار آنتی سوشیال یا فرهنگ ستیزی اشتباه گرفت. ضدفرهنگ ، فرهنگی است که ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری آن به‌طوراساسی با ارزش‌های جریان اصلی فرهنگ جامعه متفاوت است ، که گاهی کاملاً مخالف آداب و رسوم فرهنگی جریان اصلی است. یک جنبش ضدفرهنگی ، اخلاق و آرزوهای یک جمعیت خاص را در یک دوره کاملاً تعریف شده بیان می کند.

✔ در مورد ضدفرهنگ بیشتر بخوانید

ال جی بی تی


آزادی همجنس گرایان (که پیشروی جنبش های اجتماعی مختلفLGBTدر نظر گرفته می شود)به دلیل پیوندهایش با ضد فرهنگ آن زمان (مثلاً گروه هایی مانند پری رادیکال) و به خاطر قصد آزادی خواهان همجنس گرا برای تغییر یا لغو نهادهای اساسی جامعه مانند جنسیت و خانواده به طور کلی، سیاست ماهیتی رادیکال، ضد نژادپرستی و ضد سرمایه داری داشت.

در آغاز قرن بیستم، اعمال همجنس گرایی در این کشورها جرایم قابل مجازات بود. نگرش عمومی غالب این بود که همجنس گرایی یک نقص اخلاقی است که باید مجازات شود، همانطور که در محاکمه و زندان اسکار وایلد در سال 1895 به دلیل بی حیایی فاحش نمونه ای از آن بود. اما حتی در آن زمان نیز نظرات مخالفی وجود داشت.

زیگموند فروید:

علناً عقیده خود را بیان کرد که همجنس‌گرایی مطمئناً هیچ مزیتی ندارد، اما چیزی هم برای شرم‌آوری، رذیله و تحقیر وجود ندارد، نمی‌توان آن را به عنوان یک بیماری طبقه‌بندی کرد؛ ما آن را نوعی تغییر عملکرد جنسی با توقف معین رشد جنسی می‌دانیم که ایجاد شده است. 

قانون شماره 534 کشور لبنان ارتباط هم جنس با هم جنس را ممنوع اعلام کرد

 طبق گزارش چارلز کایزر در کلانشهر همجنس گرایان، دراواسط دهه1930گردهمایی های نیمه عمومی با مضمون همجنسگرایان در ایالات متحده وجود داشت همچنین کافه‌ها وحمام‌هایی وجود داشتند که مشتریان همجنس گرا می پذیرفتند و سرویس دهی می کردند، روش‌های هشداردهنده شبیه به روش‌هایی که توسط سخنرانان دوران ممنوعیت استفاده می‌شد برای هشداردادن به مشتریان در مورد حملات پلیس اتخاذ کردند.اما همجنس گرایی به طور معمول در فرهنگ بوهمی قرار می گرفت وبه خودی خود یک جنبش مهم نبود.

سرانجام فرهنگ واقعی همجنس گرایان هرچند بسیار محتاطانه اما باسبک ها، نگرش هاو رفتارهای خاص خود شروع به ریشه‌ یابی کرد و صنایع شروع به پذیرایی ازاین گروه جمعیتی درحال رشد کردند.

به عنوان مثال موسسات انتشاراتی رمان هایی مانند The Velvet Underground را منتشرکردند که مستقیما همجنس گرایان را هدف قرار می‌داد.

در اوایل دهه1960سازمان‌های سیاسی همجنس‌گرایان آشکارا مانند انجمن ماتاچین رسماً به رفتار توهین‌آمیز با همجنس‌گرایان اعتراض می‌کردند، این ایده ریشه‌دار مبنی بر اینکه همجنس‌گرایی یک شرط نابهنجار است را به چالش می‌کشیدند و خواهان جرم‌زدایی از همجنس‌گرایی بودند.

علیرغم همدردی بسیار محدود، جامعه آمریکا حداقل شروع به اعتراف به وجود جمعیت قابل توجهی از همجنس گرایان کرد.

موسیقی دیسکو تا حد زیادی از صحنه کلوپ همجنسگرایان نیویورک در اوایل دهه 1970 به عنوان واکنشی به انگ زدن به همجنسگراها و سایر گروه های بیرونی مانند سیاه پوستان توسط ضد فرهنگ آن دوران ظهور کرد. در اواخر این دهه، دیسکو بر نمودارهای پاپ تسلط داشت.

یکی دیگر از عناصر ضد فرهنگ دگرباشان جنسی که در دهه 1970 آغاز شدو تا امروز ادامه داردجنبش لزبین ها ، جنبش لندایک ، یا جنبش سرزمین زنان است.فمینیست‌های رادیکال با الهام از ابتکار بازگشت به سرزمین زنان به مناطق روستایی مهاجرت کردند تا جوامعی را ایجاد کنند که اغلب تنها زنان و/یا کمون‌های لزبین بودند. 

فرانچسکا پولتا،((جامعه‌شناس)) فضاهای آزاد را به‌عنوان مقیاس‌های کوچک در یک جامعه یا جنبشی تعریف می‌کند که از کنترل مستقیم گروه‌های مسلط خارج می‌شوند ، داوطلبانه در آن شرکت می‌کنند و چالش ها فرهنگی خود را ایجاد می‌کنند که قبل یا همراه با بسیج سیاسی است.زنان در فضاهای آزاد مانند جشنواره‌های موسیقی، گروه‌های فعال و گروهک ها گرد هم آمدند تا ایده‌های خود را با همکارانشان به اشتراک بگذارند و ایده جنبش سرزمین لزبین‌ها را کشف کنند.

چهار اصل جنبش لندایک عبارتند از:

ارتباط با سرزمین ، رهایی و دگرگونی ، زندگی در سیاست و آزادی های جسمانی. مهمتر از همه، اعضای این جوامع به دنبال زندگی خارج از جامعه مردسالار هستند که بر آرمان های زیبایی که بدن زن را نظم می دهد، دگرجنسگرایی اجباری، رقابت با زنان دیگر و وابستگی تاکید می کند.

 زنان جوامع Land Dyke به جای پایبندی به نقش‌های جنسیتی معمولی زن، برای «خودکفایی، قدرت بدنی، استقلال از مردان و سیستم‌های مردسالارانه، و توسعه جامعه لزبین محور» ارزش قائل هستند. اعضای جنبش لندایک از آزادی‌های بدنی برخوردارند که در دنیای مدرن غرب غیرقابل قبول تلقی می‌شود – مانند آزادی در معرض دید قرار دادن سینه‌های خود یا  بیرون رفتن بدون هیچ لباسی. (( نودیسم )) آگاهی از تأثیر آنها بر روی زمین، و ارتباط با طبیعت، اعضای اساسی شیوه زندگی جنبش Land Dyke است.

رویداد مهم در جنبش حقوق همجنسگرایان آمریکایی، شورش های استون وال در شهر نیویورک در سال 1969 بود. به دنبال این رویداد، همجنس‌گرایان و لزبین‌ها شروع به اتخاذ تاکتیک‌های اعتراضی ستیزه‌جویانه‌ای کردند که توسط رادیکال‌های ضد جنگ و قدرت سیاه برای مقابله با ایدئولوژی ضد همجنس‌بازی استفاده می‌شد. نقطه عطف مهم دیگر تصمیم انجمن روانپزشکی آمریکا در سال 1973 برای حذف همجنسگرایی از فهرست رسمی اختلالات روانی بود. اگرچه رادیکال‌های همجنس‌گرا از فشار برای تحمیل این تصمیم استفاده کردند ام این موضوع سال‌ها در جامعه روان‌پزشکی مورد بحث بوده است و یکی از موانع اصلی برای عادی‌سازی همجنس‌گرایی این بود که درمانگران از پیشنهادات مشکوک و اثبات‌نشده سود می‌بردند.

اپیدمی ایدز


اپیدمی ایدز در ابتدا یک ضربه غیرمنتظره برای جنبش، به ویژه در آمریکای شمالی بود. گمانه زنی هایی وجود داشت که این بیماری برای همیشه زندگی همجنس گرایان را به زیرزمین می کشاند. از قضا، جداول ورق خورد. بسیاری از قربانیان اولیه این بیماری علناً فقط در محدوده گتوهای همجنسگرایان جزیره ای مانند روستای گرینویچ شهر نیویورک و کاسترو سانفرانسیسکو همجنس گرا بودند. آنها در زندگی حرفه ای خود و خانواده های خود باقی ماندند.

 جوامع LGBT به طور فزاینده ای نه تنها به عنوان قربانیان یک بیماری، بلکه به عنوان قربانیان طرد و نفرت دیده می شوند. مهمتر از همه، این بیماری به نقطه تجمع یک جامعه همجنس گرایان که قبلا راضی بود تبدیل شد. ایدز جامعه را از نظر سیاسی تقویت کرد تا نه تنها برای پاسخ پزشکی به این بیماری، بلکه برای پذیرش گسترده‌تر همجنس‌گرایی در جریان فرهنگ اصلی آمریکا مبارزه کند. در نهایت به یک گام مهم برای بسیاری از دگرباشان جنسی تبدیل شد.

در اوایل دهه 1980، چیزی که «موسیقی جدید»، موج نو، «پاپ جدید» نامیده شد، توسط MTV رایج شد و با تغییر جنسیت ستارگان «دومین تهاجم موسیقی بریتانیایی» مانند «بوی جورج» و «آنی لنوکس» به چیزی تبدیل شد که در آن زمان توسط نیوزویک به عنوان جریان اصلی متناوب به موسیقی راک سنتی مردانه/دگرجنسگرا در ایالات متحده نام گذاری شد.

در سال 2003، دادگاه عالی ایالات متحده به طور رسمی تمام قوانین لواط را در پرونده لارنس علیه تگزاس غیرقانونی اعلام کرد.


ترجمه و گردآوری مجله ازمیر تایمز

آزادی همجنس گرایان (که پیشروی جنبش های اجتماعی مختلفLGBTدر نظر گرفته می شود)به دلیل پیوندهایش با ضد فرهنگ آن زمان (مثلاً گروه هایی مانند پری رادیکال) و به خاطر قصد آزادی خواهان همجنس گرا برای تغییر یا لغو نهادهای اساسی جامعه مانند جنسیت و خانواده به طور کلی، سیاست ماهیتی رادیکال، ضد نژادپرستی و ضد سرمایه داری داشت.