آخرین نسخه مجله

چارلز بوکوفسکی

بوکوفسکی پیشنهاد میده که بهتره فقط به خاطر اینکه یه چیزی نوشته باشید ننویسید. فقط وقتی بنویسین که حرفی برای گفتن دارین ...

18.01.2022
سلبریتی
لینک کوتاه
https://izmirtimes.gersuz.com.tr/a/59C6

ازمیرتایمز مقالات> چارلز بوکوفسکی

مضامین نوشته های او در مورد فقر، اعتیاد به الکل و همخوابی با زنان زیباست

هاینریش چارلز بوکوفسکی (به انگلیسی: Henry Charles Bukowski) (زاده ۱۶ اوت ۱۹۲۰ - درگذشته ۹ مارس ۱۹۹۴) شاعر و داستان‌نویس آمریکایی متولد آلمان بود.


نوشته‌های بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس‌آنجلس، شهری که در آن زندگی می‌کرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده می‌شود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفته‌است. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رسانده‌است.

در سال ۱۹۸۶، مجلهٔ «تایمز» بوکوفسکی را «قهرمان فرودستان آمریکایی» نامید.

چارلز بوکوفسکی اهل آمریکاس و بیشتر به زبان ساده و صادقانش مشهوره. مضامین نوشته های او در مورد فقر، اعتیاد به الکل و همخوابی با زنان زیباست

اگر نوشتن - بر خلاف بقیه چیزها - از درون تو شعله ور نشد ، بهتر هیچ وقت انجامش ندی

 

زندگی


وکوفسکی در سال ۱۹۲۰ در شهر آندرناخ آلمان در خانواده «هِنری کارل بوکوفسکی» به‌دنیا آمد. مادرش «کاترینا فِت»، که یک آلمانی اصیل بود، پدرش را که یک آلمانی-امریکایی بود، بعد از جنگ جهانی اول ملاقات کرد. جدِ پدری بوکوفسکی در آلمان به‌دنیا آمدند. بعد از فروپاشی اقتصاد آلمان در پی جنگ جهانی اول، خانواده در سال ۱۹۲۳ به بالتیمور رفتند. در زبان آمریکایی، والدین بوکوفسکی او را به اسم «هِنری» صدا می‌زدند، و تلفظ نام خانوادگی‌شان را از Buk-ov-ski به Buk-cow-ski تغییر دادند. بعد از پس‌انداز پول، خانواده به حومه لس‌آنجلس رفتند، جایی که خانواده پدری بوکوفسکی زندگی می‌کردند. در دوران کودکی بوکوفسکی، پدرش اغلب بیکار بود، و به عقیدهٔ بوکوفسکی بد دهن و بد رفتار بود. بعد از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان لس‌آنجلس، بوکوفسکی دو سال در دانشگاه شهر لس‌آنجلس بود و دوره‌های هنر، روزنامه‌نگاری و ادبیات را گذراند.

در ۲۳ سالگی، داستان کوتاه «عواقب یک یادداشت بلندِ مردود» بوکوفسکی در مجله داستان به چاپ رسید. دو سال بعد، داستان کوتاه «۲۰ تشکر از کاسلدان» منتشر شد. بوکوفسکی نوشتن را با جریان انتشار و رها ساختن نوشتن برای یک دهه آزاد ساخت. در طول این مدت او در لس‌آنجلس زندگی می‌کرد اما مدتی را در ایالات متحده سرگردان بود، کارهای موقتی می‌کرد و در اتاق‌های ارزان اقامت می‌کرد. در اوایل دههٔ ۱۹۵۰ بوکوفسکی در اداره پست لس‌آنجلس به شغل پستچی و نامه‌رسان مشغول به کار می‌شود اما بعد از دو سال و نیم آن را رها می‌کند. در ۱۹۵۵ او به خاطر زخم معده تقریباً وخیم بستری می‌شود. وی پس از ترک بیمارستان، شروع به نوشتن شعر کرد. در ۱۹۵۷ با شاعر و نویسنده «باربارا فیری» ازدواج کرد، اما آنها در سال ۱۹۵۹ از هم جدا شدند. فیری اصرار داشت که جدایی آنها هیچ ارتباطی با ادبیات ندارد، اگرچه او اغلب به صورت مشکوک می‌گفت که چیره‌دستی بوکوفسکی در شاعری است. در پی این جدایی، بوکوفسکی دوباره شراب‌خواری را از سر گرفت و به نوشتن شعر ادامه داد.

 

در پی این جدایی، بوکوفسکی دوباره شراب‌خواری را از سر گرفت

 

او به اداره پست لس‌آنجلس برگشت، جایی که ده سال قبل در آن کار می‌کرد. در ۱۹۶۴، یک دختر، به نام مارینا لوییس بوکوفسکی، از او و فرانس اسمیت به‌دنیا آمد. اسمیت و بوکوفسکی با هم زندگی می‌کردند ولی هرگز ازدواج نکردند. بوکوفسکی برای مدت کوتاهی در توزان اقامت کرد جایی که با «جان و جیپسی لو وب» دوست بود. «وبزهاً مجلهٔ ادبی The Outsider را منتشر می‌کردند و به‌طور خاص برخی از شعرهای بوکوفسکی را چاپ کردند. آنها از بوکوفسکی «قلب من در دست او اسیر است»(۱۹۶۳) و «صلیب در دست مرگ» را در ۱۹۶۵ منتشر کردند. جان وب هزینه چاپش را از قماربازی در لاس‌وگاس بدست می‌آورد. در این مسیر بود که دوستی بوکوفسکی و فرانس داسکی آغاز شد. آنها بحث می‌کردند و اغلب کار به زد و خورد می‌کشید. داسکی یکی از دوستان وب بود که اغلب در خانه کوچک آنها در خیابان E. Elm مهمان بود و به کارهای چاپ می‌رسید. وبزها، بوکوفسکی و داسکی مدتی را با هم در New Orleans بودند، جایی که جیپسی لو بعد از در گذشت جان وب سرانجام به آنجا برگشت. در ۱۹۶۹، بعد از بستن قرار داد با انتشارات Black Sparrow Press و ناشر آن «جان مارتین» و داشتن حقوق مادام‌العمرِ ماهیانه ۱۰۰ دلار، بوکوفسکی کارش در اداره پست را رها کرد و به نوشتن حرفه‌ای تمام وقت پرداخت. او ۴۹ سالش بود. همان‌طور که در نامه‌ای در آن زمان شرح داده‌است: «من دو تا انتخاب دارم… در اداره پست بمونم و احمق بشم… یا بیرون از اینجا باشم و وانمود کنم که نویسنده‌ام و گرسنه باشم. من تصمیم گرفتم که گرسنه باشم.» کمتر از یک ماه بعد از ترک اداره پست، اولین رمانش به نام پستخانه را تمام کرد. از آنجا که بوکوفسکی به خاطر حمایت مالی مارتین و اعتمادش به او به عنوان یک نویسندهٔ نا شناخته احترام می‌گذاشت، تقریباً تمام کارهای بعدی خود را با انتشارات Black Sparrow به چاپ رساند. در ۱۹۷۶، بوکوفسکی لیندا لی بِیلی را که صاحب یک رستوران health-food بود ملاقات کرد. دو سال بعد، آن دو از شرق هالیوود، جایی که بوکوفسکی بیش از همه در آنجا زندگی کرد، به بندر «سن پدرو» و اقصی نقاط جنوب شهر لس‌آنجلس رفتند. بوکوفسکی و بِیلی در سال ۱۹۸۵ ازدواج کردند. لیندا لی بِیلی با نام سارا در رمان‌های زنان و هالیوود بوکوفسکی نام برده شده‌است.

مرگ


بوکوفسکی در ۹ مارس ۱۹۹۴ در سن پدروی کالیفرنیا در سن ۷۳ سالگی، اندکی بعد از تمام کردن آخرین رمانش عامه پسند، از بیماری سرطان خون درگذشت. مراسم تدفین او بوسیلهٔ راهبان بودایی انجام شد. بر روی سنگ قبر او این عبارت خوانده می‌شود: «Don't Try» (تلاش نکنید) به قول «لیندا لی بوکوفسکی» منظور از سنگ نوشته قبر شوهرش چیزی شبیه به این گفته‌است: «اگه شما تمام وقتتان را برای تلاش کردن صرف کنید، آنگاه همه آن چیزی که انجام دادید تلاش کردن بوده. پس تلاش نکنید. فقط انجامش بدید.»

 

یک رابطۀ عشقی غم‌انگیز دیگر تجربه کنید

 

نویسندگی خلاق - «چارلز بوکوفسکی»


مردی پرسید، حالا، اگر قرار بود نویسندگی خلاق درس بدهی به آنها چی می‌گفتی؟

بوکوفسکی:

  • به آنها می‌گفتم یک رابطۀ عشقی غم‌انگیز ، بواسیرو دندان‌های خراب داشته باشید و شراب ارزان بنوشید
  • از اُپرا و گُلف و شطرنج دوری کنید
  • سر تختخواب‌تان را مدام از این دیواری به آن دیوار جایجا کنید
  • و بعد بهشان می‌گفتم
  • یک رابطۀ عشقی غم‌انگیز دیگر تجربه کنید و هیچ‌وقت از نوار ماشین تحریر ابریشمی استفاده نکنید
  • از دورهمی‌های خانوادگی دوری کنید و یا از اینکه در باغ گل رُز از خودتان عکس بگیرید خودداری کنید
  • همینگوی را فقط  و فقط یک بار بخوانید
  • از فاکنر بگذرید
  • گوگل را نادیده بگیرید
  • به عکس‌های گرترود استاین زُل بزنید

گرترود استاین

 (به انگلیسی: Gertrude Stein) ‏(زاده ۳ فوریه ۱۸۷۴ – درگذشته ۲۷ ژوئیه ۱۹۴۶) رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و شاعر آمریکایی ساکن پاریس بود. گرترود استاین را ایجادگر اصطلاح نسل گمشده می‌دانند

  • و شروود اندرسون را در رختخواب بخوانید

شروود اندرسن (به انگلیسی: Sherwood Anderson) (زاده ۱۳ سپتامبر ۱۸۷۶ - درگذشته ۸ مارس ۱۹۴۱) از نویسندگان برجستهٔ آمریکایی است. وی از نویسندگان عصر طلایی داستان کوتاه در آمریکا به‌شمار می‌رود. داستان‌های اندرسون روایت زندگی طبقه متوسط جامعه آمریکا و به ویژه آدم‌های حاشیه اجتماع است. آدم‌هایی محروم و ناکام که گزیری جز تنهایی و خیال‌بافی ندارند

  • موقعی که کلوچۀ مارک ریتز می‌خورید ، به این فکر کنی که ، آدم‌هایی که مدام در مورد آزادی جنسی حرف می‌زنند ، بیشتر از شما می‌ترسند.
  • به صدای اُرگ ئی. پاور بیگز از رادیو گوش بدهید در حالی که توی شهری غریب در تاریکی تنباکوی بول دورهم می‌پیچید در حالی که یک روز وقت برای پرداخت اجاره خانه تان باقی مانده و از دوستان ، خویشاوندان و شغل خود ناامید شده‌اید.
  • هیچ وقت خودتان را برتر و / یا شرافتمندتر تلقی نکنید و هرگز سعی نکنید این‌ طوری باشید
  • یک ماجرای عشقی غم‌انگیز دیگر داشته باشید
  • مگسی را روی یک پردۀ تابستانی تماشا کنید
  • هرگز سعی نکنید در زندگی موفق بشوید
  • هیچوقت بیلیارد بازی نکنید
  • وقتی می‌بینید یک تایر ماشینتان پنچر شده به حق عصبانی بشوید
  • ویتامین مصرف کنید اما وزنه نزنید یا ندوید
  • یک رابطۀ عشقی خوب داشته باشید
  • و چیزهایی را که ممکن است یاد بگیرید ، این است که هیچ‌ کس چیزی نمی‌داند  نه دولت ، نه موش نه شیلنگ باغچه یا ستاره قطبی
  • و اگر مرا زمانی موقع تدریس نویسندگی خلاق غافلگیر کنید و اینهایی را که می‌خوانید به من برگردانید من بلافاصله از دبۀ ترشی یک نمرۀ A به شما خواهم داد

 منبع: ویکی پدیا  - باز نویسی ، اصلاح و گردآوری مجله ازمیر تایمز

ویدیو مرتبط