آخرین نسخه مجله

هدونیسم چیه

هدونیسم چیه ؟ و چطور به ما کمک میکنه که اجبارا پاشیم و فکری به حال خودمان کنیم ؟ قضاوتش نکن و اشتباهش نگیر تا توضیح بدم 🙂

6.03.2022
سلامتی
لینک کوتاه
https://izmirtimes.gersuz.com.tr/a/F83C

ازمیرتایمز مقالات> هدونیسم چیه

امروزه از نقطه نظر فلاسفه مکتبی پرسروصدا قدم به جهان گذاشته بنام hedonism «هدونیسم» یا لذت طلبی و لذت جویی

هدونیسم چیه ؟


امروزه از نقطه نظر فلاسفه مکتبی پرسروصدا قدم به جهان گذاشته بنام hedonism «هدونیسم» یا لذت طلبی و لذت جویی. 

این مکتب به ما میگوید که خوشی و رنج در زندگی مانند قدر مطلق در ریاضی نیست که تغییر پذیر نباشه ،بلکه خوشی و رنج نسبیه. 
و هدف این مکتب از لذت جویی ،یک لذت جویی آگاهانه ست ،به این معنا که اگر شغلی داری و کسب درآمدی به آن آگاه باشی و از داشتن شغل ت لذت ببری بجای آنکه ناراضی باشی ،یا مثلا اگر امروز غذای لذیذی برای خودت و یا خانواده ت تهیه کردی با لذت به ان نگاه کنی و طعم آنرا با تمام وجود مزمزه کنی. 
نوشیدنی ت را با لذت بنوشی ،وقتی ورزش میروی لذت ببری که سلامت هستی و میتونی ورزش کنی. 
میبینیم انسان هایی را که با توجه به معلولیت هایشان بازهم به ورزش میپردازند تا رقابت های جهانی و خوشحال ند که بقیه اعضای بدن شان سالم هست و میتوانند به بهترین نحو از آن استفاده کنند. 
توجه کن به این مثال ، دوستی که گرفتار یک تروما یا سوگ یکی از عزیزانش شده بخصوص در این دنیای کورونا زده امروز. 
سوگوار و افسرده و نا امید از زندگی در گوشه ای نشسته و زانوی غم به بغل گرفته. 
حال همین شخص اگر دچار دردی در قفسه سینه ش شود، سریع توجه ش به آن درد جلب میشود تا از آن خلاصی یابد و انواع درمان ها را دنبال میکند، یا بفرض بعد از چند روز افسردگی و سوگواری و بی میلی ،آنچنان گرسنه میشود و احساس ضعف میکند که مجبور میشود بدنبال تهیه ی غذا برای رفع گرسنگی خود باشد. 
در اینجا رنج درد قفسه سینه ،یا، رنج ناشی از گرسنگی عاملی برای شخص شده تا خودش را از این رنج رها کند و همین امر عامل پویایی و حرکت او شده…در نتیجه میبینیم که شادی و رنج نسبی ست. 
حال که درد قفسه سینه را درمان کرده خوشحال ست که سلامتی خود را باز یافته …فقط کافیست کمی آگاه باشیم به خود.

در واقع هدونیسم به ما میگوید که رنج و کم و کاستی محرک اصلی انسان برای زندگی بهتر خواهد بود. 
هر آنچیزی که باعث تحریک جسم شود،انسان را از خواب بیدار کرده و وادار به حرکت و پویایی میکند. 
حالا که مشغول خواندن مجله ازمیر تایمز هستیم ،قطعا خیلی از ما مهاجر هستیم ،پس بیاید با هم به مسئله مهاجرت از دیدگاه هدونیسم نگاه کنیم. 

 

و رنج و لذت ناشی از آن را که قطعا گریبانگیر همه ما هست

 

مهاجرت همیشه در زندگی موجودات زنده وجود داشته ،از پرندگان و حشرات و ماهی ها گرفته تا ما انسان ها. 
از نقطه ای به نقطه دیگر برای داشتن زندگی بهتر ، و پر معناتر ،برای تحصیل علم برای داشتن شرایط اقلیمی مناسبتر. 
هنگامی که شخصی مهاجرت میکند شهری به شهر دیگر،روستایی به روستای دیگر، کشوری به کشور دیگر با قوانین ،فرهنگ و زبان و سنت متفاوت دچار گرفتاری هایی میشود که هرگز فکرش را هم نمیکرده. 
آنجاست که میبیند مجبور است رها شود از یک سری افکار فریز شده ی قدیمی در ذهن ش. 

سوره نسا ،آیه ی ۹۷ میفرماید:
آیا زمین خداوند پهناور نبود که در آن هجرت کنی؟

یادی کنیم از یک ملکه در زمان قدیم که پس از سال ها زندگی با پادشاهی مجبور به جدایی شدند. 
ملکه در خاطرات خود اینگونه مینویسد که در آنزمان عادت کرده بودم که هر روز که از خواب بیدار میشوم کلی خدمه در کنار من بودند تا به کارهای روزانه ام رسیدگی کنند، از خورد و خوراکم گرفته تا انتخاب لباس ،ارایش صورت و موهایم ،هر زمان که از منزل خارج میشدم با راننده و نگهبانان مخصوص بوده حتی اگر میخاستم در خیابان راه بروم. 
و روزی که از پادشاه جدا شدم و به خانه ای رفتم تا مدت ها نمیتوانستم از منزل خارج شوم و از محیط و انسان ها میترسیدم حتی جرات خرید کردن برای مایحتاج زندگیم را نداشتم. 
حس رهاشدگی و بی ‌پناهی بسیار رنج آور بوده و نمیتوانسته بتنهایی از خود مراقبت کند. تا آرام آرام مشکلات روحی و جسمی ش باعث شده تا آلارم وجودی ش به صدا در بیاید و او را بیدار کند و از دل رنجش ش ، طعم زندگی و ازادی و شادمانی را برای بقیه عمرش بچشد. 

ما مهاجرین نیز در همین وضعیت هستیم ،هفته ها و ماه ها و یا سال های اول مهاجرت در مکان جدید در مراودات اجتماعی بسیار مستاصل و درمانده. 
مانند استفاده از وسایل نقلیه عمومی ، خرید ملزومات روزانه مان ،ارتباط با دیگران که نیاز هست با یک زبان جدید ،صحبت کنیم و منظورمان را برسانیم. 
حس میکنیم که قفلی بر زبان مان زده شده. 
زیرا هماهنگی مغز و دهان در زبان آن کشور حالا به یک کار ارادی تبدیل شده که باید با آگاهی و مزه مزه کردن لغات جدید انجام شود، همان سخن و گفتگویی را که تا دیروز به راحتی و بدون اراده انجام میدادیم حالا بسیار سنگین و عذاب آور شده. 
فکر کن استفاده از اپلیکیشن های ترجمه که در ابتدا برای ناشنوایان تهیه شده بود ،وسیله ای شده برای تعاملات اجتماعی ما با دیگران در دیگر کشورها. 
کمی دقت کن و ببین همین ها که نام بردیم در کنار یکدیگر با تمام مصائب و سختی هایش چه حرکت و پویایی در زندگی ما ایجاد کرده که باعث شده اجبارا از لاک افسردگی خود خارج بشیم؟

توجه تون را به نکته ی دیگری جلب میکنم تا بتوانیم از رنج بیهوده ی ناشی از آن به شادی برسیم ،البته وقتی به این مسئله ی مهم اگاه باشیم. 
حتما شنیدید که میگویند روزهای زندگی با شب های آن متفاوت هستند. 
تجربه کردید که معمولا روزها سرحال تر،شادابتر،با امید فراوان و پر از انرژی …و کم کم که روو به غروب میرویم ،افسرده تر و بیحالتر و خسته تر میشیویم. 
نوروساینتیست ها در اینمورد برای ما خبرهای خوبی دارند و معتقدند که یک سری از هورمون های ما با نور روزانه باعث ترشح میشوند و ترشح آنان باعث شادابی و سرحالی ما میشوند و با کاهش نور خورشید ،کم کم ترشح هورمون ها کاهش پیدا کرده تا ما را به سمت استراحت شبانه و بازسازی بدن ببرد ، از انجا که ما از خود بسیار متوقع هستیم و مایلیم تمام مدت شبانه روز تلاش کنیم و سرحال و امیدوار، و این پارادوکسی ست که بدلیل نداشتن آگاهی در ذهن ما ایجاد شده. 
وقتی که مطلع نیستی از این دلایل مرتب خودت را بخاطر نداشتن روحیه مناسب، به خود سرزنش گری و افسردگی روی میآوری‌. 
در صورتیکه اینحالت از افسرده گی اصلا جنبه خارجی نداشته و برمیگرده به وضعیت جسمانی ما. 
حالا یک شخص مهاجر که به کشوری مهاجرت کرده که تفاوت زمانی با محل زیست خودش داشته و یا حتی طول شبانه روز ،ذهن و مغز و بدن او مدت ها زمان میبرد تا با این تفاوت جغرافیایی کنار بیآید و بهتر هست بداند که اتفاق نیافتاده ،رنجی حاصل نشده غیر از یک سری تغییرات شیمیایی در بدن که به مرور زمان و با ایجاد همزیستی با محیط جدید رفع خواهد شد. 
باز هم میبینیم رنجش به ما اگاهی داد تا به شادمانی و لذت جویی برسیم. 

و بسیار مثال های دیگر اینچنین هست مانند نداشتن شغل ،ترس از  وضعیت اقتصادی و مالی زندگی ،بیمه های درمانی ،مدارس فرزندانمان که همه بصورت رنجشی بزرگ در ذهن ما ظاهر میشوند ،همین رنجش ذهن ما را به حرکت و تکاپویی وا میدارد تا بتوانیم به لذتی همراه با موفقیت برسیم. 

بنابراین در هنگام رنجش حواستون باشه که حتما خواب مناسب داشته باشید و به موقع یعنی شب ها که ترشح هورمون ها به حداقل رسیده تا نرون های مغزی ما استراحت کنند و تنش های ناشی از مصائب روزانه را تخلیه کنند ، در طول روز حداقل ده دقیقه مراقبه یا مدیتیشن داشته باشیم ،مراقبه به سیناپس های مغز ما که رابط بین نورون ها هستند ،کمک میکند که قویتر شود تا پیام های عصبی بهتر مخابره شوند،سیناپس ها در مغز ،مانند عضلات در بدن هستند که باید تقویت شوند. داشتن یک غذای مناسب و به موقع که محرک اعصاب نباشد هم خیلی کمک کننده ست ،بخصوص هنگام خوردن و نوشیدن به طعم واقعی آن آگاه باشی و ازشون لذت ببری

اینموارد که براتون گفتم نوعی بیرون ریزی انرژی های منفی بدن با خودتان هست برای رسیدن به زندگی بهتر و آرامتر. 

نویسنده: شهرزاد قصه نویس     گردآوری مجله ازمیرتایمز 

کوچ لایف