آخرین نسخه مجله

پذیرفتن و صلح

آیا زندگی گاهی برای شما تجربه سختی بوده یا حتی به میدان مبارزه و نبرد تبدیل شده است؟ در چنین شرایطی، من معتقدم که ما چهار راه داریم

12.02.2022
سلامتی
لینک کوتاه
https://izmirtimes.gersuz.com.tr/a/C93C

ازمیرتایمز مقالات> پذیرفتن و صلح

اول از همه احساس حق به جانب بودن را رها کنیم. جمله کلیشه ای من می دانم را رها کنیم

آیا می توان وقایع را پذیرفت و صلح کرد؟

نویسنده: Feza Karakaş 


آیا تا به حال شده که بخواهید با کسی در زندگی خود آشتی کنید اما انجام آن برایتان سخت بوده باشد؟

آیا زندگی گاهی برای شما تجربه سختی بوده یا حتی به میدان مبارزه و نبرد تبدیل شده است؟

ممکن است گاهی به نظر برسد که در چنین مواقعی زندگی بر سر ما گلوله های آتش می بارد. در چنین شرایطی، من معتقدم که ما چهار راه داریم.

گلوله آتشین را برمیداریم ریسک سوخته شدن را به جان می خریم و سعی می کنیم آن را به جایی که از آن آمده است برگردانیم. کنار می ایستیم، از سوختن خودداری می کنیم یا زیرآن گلوله ها باقی مانده و می سوزیم.

اگر بتوانیم دیدگاه خود را تغییر دهیم، می توانیم آن را به عنوان یک گلوله آتش تلقی نبینیم، بلکه آن را به یک دسته گل تبدیل کنیم. در برخی محیط ها و موقعیت ها، صلح و تبدیل گلوله آتشین به گل ممکن است آسان نباشد. وقتی زندگی شما را به چالش می‌کشد، وقتی همه چیز به پشت سرهم اتفاق می افتد و با چالش‌های متعدد روبرو می‌شوید، ممکن است راحت نباشید.

اگرچه ممکن است به نظر برسد که صلح با همه چیز بسیار دشوار است، اما فقط نیاز به تصمیم دارد.

رها کردن

چه چیز یا چه چیزهایی را رها کنیم؟

اول از همه احساس حق به جانب بودن را رها کنیم. جمله کلیشه ای من می دانم را رها کنیم. ساختار ذهنی جهان باید آنطور که من می خواهم بچرخد و خواهد چرخید را رها کنیم. توقف انتظارات و اجبار به تحقق آن انتظارات. رها کردن درماندگیی به نام کنترل. رها کردن ذهن چسبیده به گذشته. رها کردن آینده، زندگی در لحظه جریان دارد پشیمانی ها و اتهامات به خود را کنار بگذارید.

 

افرد با داستان بافی خود را به زندان ذهنی می اندازد، در عوض با تجربه معجزه آسایی به نام پذیرش ، افکار در ذهنش چرخیده ​​و می تواند به صلح ذهنی برسد . برای کسی که به یک ذهن پر استرس و داستان های اضطرابی که آن ذهن نوشته است اعتقاد دارد، ممکن است خارج شدن از دور باطل غیرممکن باشد.

من فکر می‌کنم مردم دوست دارند که حق با آنها باشد و به سختی می توانند رها کنند. او حتی ممکن است مرگ را به جای بی عدالتی انتخاب کند. من فکر می کنم یکی از بزرگترین دلایل پشت جنگ ها، کینه ها و دعواها تعهد وسواس گونه ما به حق بودن است. نصیحت کردن آسان است، که بگوییم افکاری که شما را ناراحت می کنند را رها کنید و آزاد باشید.

اما چگونه؟ چگونه می توانیم افکاری را که در یک دور باطل در ذهنمان می چرخند رها کنیم و ذهن روشنی داشته باشیم؟

رها کردن برای افراد با تجربه می تواند آسان باشد اما برای بسیاری دشوار است. «احساس حق به جانبی و باور افکار ترسناک این چنینی دست بردارید. توصیه بسیار خوبی است، اما چگونه آنها را انجام دهم؟

یکی از شیوه های مورد علاقه من برای باز کردن درهای صلح و رسیدن به مقبولیت، روش پرسشگری ساده Byron Katie به نام The Work است. شامل شناخت و تعریف یک فکر استرس زا، نوشتن آن، زیر سوال بردن آن، معکوس کردن آن، و یافتن راههایی هایی است که چگونه می تواند این روند را کند . هنگامی که مراقبه میکنیم، می تواند نتایج عمیقی داشته باشد و زندگی ما را متحول کند. معتقدم راهکار مراقبه پرس و جو ذهن من را برای ایجاد مسیر معکوس سازی باز می کند. آیا چیزی که اعتقاد دارم دست است؟ وقتی به این فکر باور پیدا میکنم، چه جور آدمی می شوم، چگونه رفتار خواهم کرد؟ چه چیزی را تجربه خواهم کرد؟ چه احساسی خواهم داشت؟ وقتی این فکر را باور نمی کنم، احساسات و تجربیات من چگونه است؟ آیا ممکن است احتمالات دیگری وجود داشته باشد، واقعیت های دیگری فراتر از فکر یا باور من وجود داشته باشد؟ این فرآیند پرسشگری مدیتیشن و انبساط ذهن اغلب من را در فضایی بسیار آرامتر بدون تغییر چیزی در دنیایم رها می کند. بیشتر اوقات، پس از انجام The Work، از موقعیتی که به من استرس می دهد، خارج می شوم.

چیزهای زیادی در دنیا وجود دارد که خارج از کنترل من است و خواهد بود. وقتی روش The Work را به کار می برم، آزادم زیرا همیشه ذهن خود را طوری تنظیم می کنم که با دنیای بیرونی که نمی توانم آن را کنترل کنم در صلح باشم. انرژی و اشتیاق شدیدتری برای تغییر جهان پیدا می کنم وقتی تسلیم آنچه هست می شوم و بدون مقاومت در برابر آنچه هست آن را می پذیرم. عشق و آرامش بی قید و شرط در عمل اتفاق می افتد.

 


گردآوری مجله ازمیر تایمز   ترجمه: س.حمید.رابط

نویسنده: Feza Karakaş

edebiyathaber.net